مرتضى راوندى
658
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
توكل و پسانداز : با اينكه ظاهرا توكل به خدا با « پسانداز » مغايرت دارد به نظر غزالى ، اصل پسانداز با اصل توكل كاملا قابل تلفيق و همزيستى است ؛ مشروط بر آنكه پسانداز محدود به زمان باشد . داشتن يك سال تأمين مالى ، براى خود و خانواده حدى است كه بايد كسانى كه به خدا توكل دارند ، آن را رعايت كنند . . . به نظر غزالى ، كسى كه براى بيش از يك سال خود و خانوادهاش ، پسانداز داشته باشد عمل حرامى انجام نداده است ؛ زيرا پسانداز كردن جزو طبيعت انسان است ، و انسان مثل موش و مورچه موجودى است پساندازگر . براى جلوگيرى از ضرر و زيان مالى و جانى ، انجام اقدامات احتياطى ، مغابر با اصل توكل نيست . شرع خفتن بىحفاظ را در منطقهاى كه حيوانات درنده وجود دارد ، توقف در وادى را و ايستادن در پاى ديوار و محلى كه در شرف فروريختن است ، حرام كرده است . مىتوان به خدا توكل داشت و در عينحال ، در هنگام خروج از خانه ، در منزل را بست و براى جلوگيرى از فرار شتر ، و ايراد خسارت به ديگران ، اين حيوان را مقيد ساخت . پيغمبر به باديهنشينى كه پوزش مىطلبيد كه شترش را از روى توكل به خدا رها كرده و شتر خساراتى به اراضى ديگران وارد آورده است ، گفت : « با توكل زانوى اشتر ببند » . . . همچنين استعمال دارو براى رهايى از مرض ، مغاير با توكل نيست . . . نتيجه آنكه ، توكل نه تنها آدمى را از كوشش و كار دور نمىسازد بلكه او را به كار و كوشش برمىانگيزد . « 1 » تقسيم كار و تقسيم مسؤوليت نجم رازى ، كه در اواخر عهد خوارزمشاهيان ( مقارن حملهء مغول ) ، مىزيست ، در كتاب مرصاد العباد ، جستهجسته ، به مسائل اقتصادى توجه كرده است : « گندم تا نان شود ، بر دست چندين استاد صاحب صنعت گذر كند تا هركسى بر او صنعت خويش مىنمايد ؛ يكى گندم پاك كند ، يكى آرد كند ، يكى خمير كند ، يكى نواله كند ، يكى پهن كند ، يكى در تنور بندد ؛ نان تمام بر دست او شود ، اما آن همه بر كارى بايستند . . . » « 2 » به نظر نجم رازى ، براى آنكه تخم به ثمر رسد ، غير از تخم ، آب ، آفتاب و هوا ، و اسباب و آلات ديگرى چون آهن ، چوب و ريسمان ضرورى است ، و براى به ثمر رسيدن اين مواد ، مردانى چون درودگر ، آهنگر ، رسنتاب بايد هنر خود آشكار كنند ، و براى همكارى اين گروه ، بايد نانوا ، قصاب ، بقال ، مطبخى و ريسندگان و بافندگان و شويندگان و دوزندگان ، هريك وظيفهء خود را انجام دهند . و اگر آسيابان و جلاب يعنى بردهفروش و راعى يعنى چوپان و نجار و ستوران و ستوربانان و ديگر صنوف به كار نپردازند ، گردش كارها صورت نخواهد گرفت . به نظر رازى ، پس از فراهم شدن تمام اين مقدمات ، ( شاهى عادل لازم است تا برابرى و عدالت را رعايت كند ، و از تجاوز اغنيا بر ضعفا جلوگيرى كند تا هركس ، با امن و فراغت ، به كار خود پردازد . ) « 3 » نظريات اقتصادى خواجه نصير الدين طوسى : خواجه نصير الدين در فصل دوم از مقالهء دوم اخلاق ناصرى ، مىنويسد : « نظر در حال و مال ، بر سه وجه تواند بود : اول ، به اعتبار دخل ؛
--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 482 . ( 2 ) . شيخ نجم الدين ابو بكر عبد اللّه بن دايهء رازى ، مرصاد العباد من المبدء الى المعاد . به اهتمام رياحى ، ص 147 . ( 3 ) . ر ك : همان . ص 112 .